درسهايي از مکتب عاشورا
جوانان در مکتب امام عاشقان
در ماه محرم و در ايام عزاداري سالار شهيدان، چه بهتر که نسل جوان با دو وظيفه خود بيشتر و گسترده¬تر آشنا شود: از يکسو عزاداري و بر پا کردن مجالس حسيني، که به فرموده رهبر کبير انقلاب «اگر چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسئله چه هست و اين عزاداري براي چه هست و اين گريه براي چه اين¬قدر ارج پيدا کرده و اجر پيش خدا دارد، آنوقت ما را ملت گريه نميگويند؛ ما را ملت حماسه مي-خوانند».[1] امام خميني (ره) در وصيت¬نامه الهي- سياسي خود، باز هم بر لزوم آشنايي با نتايج اين برنامه تأکيد کرده است: «همه بايد بدانيم که آنچه موجب وحدت بين مسلمين است، ... مراسم عزاداري ائمه اطهار و به ويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است».2
از سوي ديگر، نسل جوان در مکتب حسيني به فراگيري مي¬پردازد و مي آموزد که راه امام حسين(ع)، راه آزادگي و عزت است. راه نور در برابر ظلمت. معرفت در برابر جهالت. فضيلت در برابر رذيلت. خدمت در برابر خيانت. هدايت در برابر ضلالت و سعادت در برابر شقاوت.
پيمودن اين راه، دومين وظيفه¬اي است که دانشآموختگان مدرسه احياي اسلامِ ناب محمدي و پيروان مکتب پاک علوي، آن را بر عهده خويش احساس مي کنند.
درس پايداري و استواري
يکي از اصول مورد توجه در مکتب عاشورا، درس استقامت و پايداري است. استواري در راه آرمانهاي الهي و پايداري در مسير اهداف والاي انساني. پاي فشردن بر امور متعالي، از آموزش¬هايي است که به تربيتشدگان اين مدرسه ميآموزند. در کلمات نوراني امام حسين(ع) آمده است که بايد در برابر آنچه سخت است، اما آدمي را بر حق نگه مي دارد، استقامت ورزيد. همانگونه که در برابر آنچه مطلوب است و مورد خواست هوا و هوس، بايد پايداري نمود3
در مکتب انسان¬ساز اهل بيت(ع) صبر و استقامت، نيکوترين خصلت ايمان و ارجمندترين خوي انساني است. پايداري، همانشجاعت است و بهترين ياور آدمي در برابر روزگار.[4] اين چنين انساني که شکيبايي ورزيده، بهتر از آن پاداش ميگيرد و فرشتگان بر او سلام مي¬کنند5
چنين انساني، آموخته است چگونه در راه حق استقامت ورزد و پايداري نمايد و مي-داند که بر دوش کشيدن پرچم حق و به مقصد رساندن آن، جز با شکيبايي ممکن نيست. چنين انساني و چنان مکتبي، بر پايه¬ استقامت و استواري، استوار شده و هرچه آزمون¬ها و بلاها، بيشتر، ميزان وفاداري و پايفشاري بر ارزش¬ها افزون¬تر.
در اين مکتب، جواني و آزادمردي، راه و رسم کساني است که چون پيام استقامت در کام جانشان نشسته، همه مشکلات را آسان مي¬بينند و لبريز از حماسه و شور و شعورند.
درس سازشناپذيري و ذلتگريزي
هر آدمي با هر روحيه و طرز تفکري، از خواري و زبوني مي¬پرهيزد و ننگ و عار و ذلت را نمي¬پذيرد. از سوي ديگر، هر چه مراتب کمالات وي بالاتر رود، در برابر پستي و فرومايگي، سازشناپذيرتر و مقاومتر مي¬شود. مکتب عاشورا، بهترين نمونه از آموزش چنين انسان¬هايي است. جوانان و رادمرداني که در آن صحنه حضور يافتند، اين درس را فراگرفته، در سخت¬ترين لحظه¬ها از آن ارزش¬ها دست برنداشتند. بهترين جلوه در آن عرصه و زيباترين درس در آن هنگامه نبرد، کلامي است که استاد مکتب ذلت ناپذيري بر زبان آورده¬اند.
امام حسين(ع) در جمع ياران جوان¬مردش، که او را چونان نگيني در ميان گرفته بودند، فرمودند: «هيهات که ما تن به خواري دهيم؛ زيرا خداوند و پيامبرش و مؤمنان از اينکه ما تن به ذلت دهيم، ابا دارند». از ديدگاه حضرت اباعبدالله(ع) «دامن¬هاي پاک مادران و انسان¬هاي پاکدامان و جان¬هاي باغيرت و نفوس باشرافت، روا نمي¬دارند فرمانبرداري فرومايگان، بر قتلگاه رادمردان مقدم داشته شود».6
اين معنا در کلام ابن ابي الحديد، از نويسندگان اهل سنت اينگونه مورد توجه قرار گرفته است:
سرور کساني که زير بار خواري نرفته¬اند و به مردم، مردانگي، غيرت و مرگ زير سايه¬هاي شمشير را آموخته¬اند و آن را بر زبوني ترجيح داده¬اند، ابا عبدالله حسين بن علي بن ابي طالب(ع) است که به او و يارانش امان داده شد، اما از آنجا که نمي¬خواست تن به خواري دهد، مرگ را بر چنين اماني، ترجيح داد.7
درس وارستگي و پارسايي
از زيباترين درس¬هاي مکتب امام حسين(ع)، معرفي زشتي¬هاي دنيا و لزوم پرهيز از آن است. از ديدگاه حضرت سيدالشهداء(ع) دنيا، خانه نابودي و ناپايداري، و سرايي است که اهل خويش را پيوسته دگرگون مي¬سازد.8
در واقع، کلام نوراني امامان شيعه، تفسير واقعي آيات الهي است؛ آنجا که در قرآن مي فرمايد: «زندگاني دنيا، چيزي جز کالاي فريب نيست»[9] و در جاي ديگر، آن را «سرگرمي و بازيچه¬اي بيش نمي¬داند».10
بنابراين، در کلاس درس عاشورا، همگان به دور شدن از اين دام توصيه مي شوند؛ چراکه گرفتاري در اين دام، آغاز هرگونه خطا و اشتباهي است که دامان آدمي را مي¬گيرد. دل¬بستگي به دنيا، سبب مي شود تا به تعبير استاد بزرگ عرصه کربلا، آدمي دينش بر سر زبانش باشد و تا در رفاه و آسايش است، از دين پشتيباني کند، ولي اگر به آزمايش گرفتار آيد، آنگاه معلوم ميشود دينداران واقعي اندکند.[11] پس در اين مجموعه تربيتي، تلاش مي¬شود تا وارستگي توصيه گردد؛ به ويژه آنکه اين پشتپا زدن به دنيا و رها شدن از تعلقات مادي، در دوره جواني و هنگامه اوج دل¬بستگي¬ها باشد، که در نتيجه عزت و قوّت و عظمت واقعي جوان برومند و ارزشمند به دست مي¬آيد، و انسان به مرتبه¬اي والا متصل مي¬گردد، آنگاه تن به هيچگونه تعلق خاطر دنيوي نخواهد بست.
درس آزادي و آزادگي
در مکتب امام حسين(ع)، تا آدمي به آزادمنشي نرسد و از اسارت و گمراهي رهايي نيابد، به درياي موّاج و اقيانوس عميق کمالات نخواهد رسيد.
در اين مکتب، جوان باارزش، جواني است که خود را در ميان برترين آفريدگان الهي مي¬داند. از گرفتاري در مرداب پستي¬ها گريزان مي¬شود و خود را به سراب هوا و هوس دلخوش نمي¬سازد. نه در ميدان ريا و رنگ دنيا، دچار انگ و ننگ مي¬شود، و نه عنوان و پست و مقام او را اسير خود مي¬کند.
جوان زانو زده در مکتب پر فيض حسيني(ع)، با گوهر حقيقت خويش آشنا شده، نه فريب دنيا مي¬خورد و نه آخرت را به بهايي ناچيز از دست مي¬دهد. او در مثال همچون يوسف پيامبر است که به بندگي افتاد و زنداني گشت، اما آزادگي او مقهور ديگران نشد.
صفات چنين شاگردي را از کلام نوراني امام صادق(ع) اينگونه ميتوان برشمرد: «اگر بلا و سختي به او رسد، شکيبايي ورزد. اگر مصيبت¬ها بر سرش فرو ريزند، او را نشکند، و اگر به اسيري افتد، به آزادگياش آسيب نرسد.»[12] بديهي است در مکتب عاشورا، آدمي خون مي¬دهد تا ديگران را نجات دهد. همانگونه که بزرگ استاد اين عرصه¬، جان خود را تقديم حضرت دوست نمود تا بندگان او را از گمراهي و سرگرداني نجات بخشد.13 از دنيا و تعلقات آن پاي مي¬کشد و همچون سرو سربلندي مي¬ايستد، تا به سخن حافظ:
سر به آزادگي از خلق بد آرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان برچينم14
درس عدالت خواهي و عدالت جويي
امام حسين(ع) همچون ديگر امامان معصوم(ع)، زيباترين مظهر عدالتخواهي بود و در مکتب ايشان، ترويج قسط و داد و برقراري عدل و رفع ظلم، از بهترين درس¬هايي بود که ارائه مي¬شد.
استاد اين مکتب در کلام گهربار خويش، در پيش گرفتن راه قسط و عدالت و پيشه ساختن اين مسير را از صفات امام جامعه اسلامي برمي¬شمردند.[15] فطرت بيدار انسان¬هاي آزاده نيز با اين بيان آسماني همراهي دارد.
به سخن ديگر، عدالت، ميزاني است که بنيان همه چيز با آن سنجيده مي¬شود و معياري است که فطرت انسان¬ها و سلامت دين و ايمان و نفس آدمي با آن محک مي¬خورد.
در مکتب اهل بيت(ع) عدالت، شالوده¬اي است که جهان بر آن استوار است، و در حقيقت، ترازوي الهي است که براي برپا کردن حق در ميان خلق گذاشته شده است. در دانشگاه معصومان(ع)، انسان مي¬آموزد که عدالت، مايه زندگي است و اگر در جامعه¬اي اجرا شود، مردم آن بي¬نياز خواهند شد.
اگر جوان يا جوانمردي به دنبال عدالت باشد، در اين مکتب ميآموزد که بايد چشم خود را از حرام، زبانش را از گناهان و دستش را از مال مردمان فروبندد تا ويژگي¬هاي يک انسان عادل را درخود به وجود آورده باشد.[16]
جامعه¬اي که جوانانش عادل و قوانينش منطبق با عدل باشد و مردمانش به دنبال اجراي آن باشند، بي¬گمان مدينه فاضلهاي است که آرزوي بسياري از انديشمندان و نظريهپردازان بوده است.
درس خداترسي و پرهيزکاري
حضرت سيد الشهدا(ع)، در طول زمان به انسان¬ها آموخت که عظمت و بزرگي از آن خداست و معرفت به او در دل انسان¬هاي عارف به صورت خداترسي جلوه مي¬کند. در حقيقت، بالاترين مرحله دانش و کمال معرفت در کلام امام حسين(ع)، همان است که آدمي از خدا بترسد.[17]
اينگونه پرورش يافتن در مکتب اهبل بيت(ع)، موجب مي¬شود آدمي در برابر غير خدا سر خم نکند و اگر جواني باشد که دوره سرکشي و غرور را مي¬گذراند، در عين حال از قدرت برتر شناخت پيدا کند. اينگونه انسان¬ها، ديگر به پستي و ذلت تن نخواهند داد و تسليم باطل نمي¬شوند.
مکتب عاشورا، محل تربيت انسان¬هايي است که فقط از خدا مي¬ترسند؛ چرا که شأن مسلمان واقعي آن است که جز بندگي خدا نکند و از هيچ چيز نهراسد. اين معنا در کلام الهي نيز تصريح شده است که از مردمان نترسيد و از من بترسيد.[18]
به تعبير امام حسين(ع)، انسان پرهيزکار بهترين امان را امان خدا مي¬داند، و علم دارد که اگر در دنيا از خدا نترسد، هرگز در قيامت امان نخواهد يافت.[19]
در ميان چهره¬هاي درخشان عرصه کربلا و مکتب امام حسين(ع)، فرزند برومند آن استاد، بهترين الگو براي جوانان و نمونه¬اي والا از خداترسي است که چون در راه خدا حرکت مي¬کرد و در راه او جانفشاني مي¬نمود، از مرگ هم نمي¬هراسيد.[20] آري، کسي که از خدا بترسد، ديگر از مرگ و کشته شدن و قطعه قطعه گشتن هراس ندارد.
درس ظلمستيزي و ستمگريزي
يکي از برجسته¬ترين درس¬هاي مکتب حسيني، ظلمستيزي و مبارزه با استبداد و اختناق است. اين معنا، در جاي جاي کلمات امير قافله عاشورا مطرح شده است. ايشان در بياني مي¬فرمايند:
همانا رسول خدا (ص) فرموده است هرکس حاکم ستمگري را مشاهده کند که حرام¬هاي خدا را حلال مي¬سازد، عهد و پيمان الهي را زير پاي ميگذارد، با سنت و قانون پيامبر مخالفت مي¬ورزد، با بندگان خدا با دشمني رفتار مي¬نمايد و بر چنين حاکمي با زبان و عمل قيام نکند، خدا او را با ستمگران عذاب مي¬کند.
آنگاه مي¬فرمايند: «اين اعمال از سوي بني¬اميه انجام شده و من شايسته¬ترين کسي هستم که اين وضع را تغيير دهم».[21]
در واقع ظلمستيزي در سيره و گفتار پيشوايان معصوم(ع)، جايگاهي ويژه دارد. از ديد اينان، جهاد با ستمگران، ستون دين و راه روشن نيک¬بختان، و مايه پايداري دين است.[22]
اقبال لاهوري در باب قيام عاشورا و نتيجه ظلم ستيزي و ستم گريزي امام حسين(ع) سروده است:
بر زمين کربلا باريد و رفت
لاله در ويرانه¬ها کاريد و رفت
تا قيامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ايجاد کرد23
واين درسي است براي جوانان که با بهره¬گيري از مکتب سرخ حسيني، از پذيرش خفت و خواري دوري جويند و از جواني خود، در راه پيش¬گيري از ستم و ريشه¬کن ساختن درخت استبداد، استفاده کنند.
پی نوشت ها:
[1] . صحيفه نور، ج 16، ص 209.
[2] . همان، چ21، ص173.
[3] . موسوعة کلمات الامام حسين(ع)، ص 770، ح 948.
[4] . ميزان الحکمه، ج 6، ص 2957.
[5] . رعد: 24.
[6] . تحف العقول، ج 1، ص 403.
[7] . شرح ابن ابي الحديد، ج3، ص249.
[8] . از خطبه حضرت در صبح عاشورا.
[9] . آل عمران: 185.
[10] . انعام: 32.
[11] . تحف العقول، ج1، ص437.
[12] . ميزان الحکمه، ج3، ص1097، ح 3560.
[13] . زيارت اربعين.
[14] . ديوان حافظ، تصحيح خرمشاهي، غزل 357.
[15] . تحف العقول، ج1، ص174.
[16] . ميزان الحکمه، ج7، ص3491.
[17] . شيخ طوسي، امالي، ص56.
[18] . مائده: 44.
[19] . تاريخ طبري، ج7، ص2972.
[20] . همان، ص2999.
[21] . همان، ص2993.
[22] . ميزان الحکمه، ج7، ص3362.
[23] . کليات اقبال لاهوري، ص75.
منبع: ماهنامه گلبرگ
جایگاه والای حضرت سیدالشهدا
در مکتب شيعه شخصيت و زيارت امام حسين عليه السلام از موقعيت ويژه اي برخوردار است و روايات بسياري در مورد ايشان ذکر شده است. در اين مطلب چهل حديث از اهل بيت عليهم السلام در مورد امام حسين عليه السلام مي آوريم تا معرفت خود را نسبت به اين بزرگوار هر چه بيشتر نماييم.
حريم پاك
عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در ضمن حديث بلندى مىفرمايد:
كربلا پاك ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگترين بقعهها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.(1)
سرزمين نجات
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان.
پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مىشود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنان كه خدا ياران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)
مسلخ عشق
قال على عليه السلام: هذا... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم ولا يلحقهم من كان بعدهم.
حضرت على عليه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمىرسند.(3)
عطر عشق
قال على عليه السلام: واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب. (4)
اميرالمومنين عليه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو به پا خيزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.
ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسين عليه السلام: تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيدالشهداء و سيد شباب اهل الجنة.(5)
امام سجاد عليه السلام فرمود: زمين كربلا در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مىدرخشد و ندا مىدهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.
كربلا وبيت المقدس
قال ابوعبدالله عليه السلام: الغاضرية من تربة بيت المقدس.(6)
امام صادق عليه السلام فرمود: كربلا از خاك بيت المقدس است.
فرات و كربلا
قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...(7)
امام صادق عليه السلام فرمود: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.
كربلا كعبه انبياء
قال ابوعبدالله عليه السلام: ليس نبى فى السموات والارض و الا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام ففوج ينزل و فوج يعرج.(8)
امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مىخواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند.
كربلا، مطاف فرشتگان
قال ابوعبدالله عليه السلام: ليس من ملك فى السموات والارض إلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام ففوج ينزل و فوج يعرج.(9)
امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ فرشتهاى در آسمانها و زمين نيست مگر اين كه مىخواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگرعروج كنند و از آنجا اوج گيرند.
راه بهشت
قال ابوعبدالله عليه السلام: موضع قبرالحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة.(10)
امام صادق عليه السلام فرمود: جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.
كربلا حرم امن
قال ابوعبدالله عليه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرماً.(11)
امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آن كه مكه را حرم قرار دهد.( شايان ذکر است منظور از اين روايت درعالم بالا مي باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهي قرار گرفت.)
زيارت مداوم
قال الصادق عليه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خير أولاد الانبياء ضمنته...(12)
امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.
بارگاه مبارك
قال الصادق عليه السلام: « شاطىء الوادى الايمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و« البقعة المباركة» هى كربلا. (13)
امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن ياد كرده فرات است و « بارگاه با بركت» نيز كربلا است.
شوق زيارت
قال الامام باقرعليه السلام: لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً.(14)
امام باقرعليه السلام فرمود: اگر مردم مىدانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مىمردند.
حج مقبول و ممتاز
قال ابوجعفرعليه السلام: زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبرالحسين بن على عليهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله.(15)
امام باقر عليه السلام فرمودند: زيارت قبر رسول خدا (ص) و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.
تولدى تازه
عن حمران قال: زرت قبرالحسين عليه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على عليه السلام ... فقال عليه السلام ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) يريد الله بذلك وصلة نبيه حرج من ذنوبه كيوم ولدته امه.(16)
حمران مىگويد هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقرعليه السلام به ديدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مىدهم كه هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند و مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر(ص) باشد، از گناهانش بيرون مىآيد مانند روزى كه مادرش او را زاده است.
زيارت مظلوم
عن ابى جعفر و ابى عبدالله عليهماالسلام يقولان: من احب أن يكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم.(17)
از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مىخواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم - امام حسين- را ترك نكند.
شهادت و زيارت
قال الامام الصادق عليه السلام: زوروا قبرالحسين عليه السلام ولا تجفوه فانه سيد شباب أهل الجنة من الخلق و سيد شباب الشهداء.(18)
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسين عليه السلام را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد، چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است.
زيارت، بهترين كار
قال ابوعبدالله عليه السلام: زيارة قبرالحسين بن على عليهماالسلام من أفضل ما يكون من الأعمال.(19)
امام صادق (ع) فرمود: زيارت قبر امام حسين عليه السلام از بهترين كارهاست كه مىتواند انجام يابد.
سفرههاى نور
قال الامام الصادق عليه السلام: من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوارالحسين بن على عليهماالسلام.(20)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفرههاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين عليه السلام باشد.
شرط شرافت
قال الصادق عليه السلام: من اراد ان يكون فى جوار نبيه و جوارعلى و فاطمه عليهم السلام فلا يدع زيارة الحسين عليه السلام. (21)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مىخواهد در همسايگى پيامبر(ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند.
زيارت، فريضه الهى
قال ابوعبدالله عليه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم يزرالحسين بن على عليهماالسلام لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسين فريضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم.(22)
امام صادق (ع) فرمود: اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين عليه السلام را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.
كربلا كعبه كمال
قال ابوعبدالله عليه السلام: من لم يأت قبرالحسين عليه السلام حتى يموت كان منتقص الايمان منتقص الدين، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنين فيها.(23)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد، ايمانش ناتمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين تر از مومنان در آنجا خواهد بود.
از زيارت تا شهادت
قال ابوعبدالله عليه السلام: لا تدع زيارة الحسين بن على عليهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك يمدالله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك الله سعيدا ولا تموت الا شهيدا.(24)
امام صادق (ع) فرمود: زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن و به دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نميرى مگر با شهادت.
حديث محبت
عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.(25)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مىاندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه و خشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مىاندازد.
نشان شيعه بودن
قال الصادق عليه السلام: من لم يأت قبرالحسين عليه السلام و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة.(26)
امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست و اگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.
سكوى معراج
قال الصادق عليه السلام: من اتى قبرالحسين عليه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى عليين.(27)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زيارت قبر حسين عليه السلام نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مىكند.
مكتب معرفت
قال ابوالحسن موسى بن جعفرعليه السلام: أدنى ما يثاب به زائر ابى عبدالله عليه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.(28)
حضرت امام موسى كاظم عليه السلام فرمود: كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين عليه السلام در كرانه فرات داده مىشود اين است كه تمام گناهان بخشوده مىشود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد.
همچون زيارت خدا
قال الرضا عليه السلام: من زار قبرالحسين (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله.(29)
امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه قبر امام حسين عليه السلام را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى است كه خدا را زيارت كرده است.
زيارت عاشورا
قال الصادق عليه السلام: من زارالحسين عليه السلام يوم عاشورا وجبت له الجنة.(30)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسين عليه السلام را در روز عاشورا زيارت كند بهشت بر او واجب مىشود.
بالاتر از روسپيدى
قال ابوعبدالله عليه السلام: من باب عند قبرالحسين عليه السلام ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا.(31)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسين عليه السلام سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و در كنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.
نشانههاى ايمان
قال ابو محمدالحسن العسكرى عليه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، والتختم فى اليمين، و تعفير الجبين والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم.(32)
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: نشانههاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ پنجاه رکعت نماز( نماز يوميه و نمازهاي نافله) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را در نماز بلند گفتن.
رواق منظر يار
قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة عليهم السلام من ولده.(33)
پيامبر خدا(ص) فرمود: بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان عليهم السلام از فرزندان اوست.
تربت و تربيت
قال الصادق عليه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسين (ع) فإنها امان.(34)
امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مىكند.
بزرگترين دارو
قال ابوعبدالله عليه السلام: فى طين قبرالحسين عليه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر.(35)
امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين عليه السلام است و همان است كه بزرگترين داروست.
تربت و هفت حجاب
قال الصادق عليه السلام: السجود على تربة الحسين عليه السلام يخرق الحجب السبع.(36)
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مىكند.
سجده بر تربت عشق
كان الصادق (ع) لا يسجد الا على تربة الحسين (ع) تذللا لله و إستكانة اليه37
رسم حضرت امام صادق (ع) چنين بود كه: جز بر تربت حسين (ع) به خاك ديگرى سجده نمىكرد و اين كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مىكرد.
تسبيح تربت
قال الصادق (ع): السجود على طين قبرالحسين (ع) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبرالحسين (ع) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها...38
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مىكند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مىشود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.
تربت شفا بخش
عن موسى بن جعفرعليه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.(39)
حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبر مىداد فرمود: چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.
يكى از چهار نياز
قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبدالله عليه السلام... 40
حضرت امام موسى بن جعفر عليهماالسلام فرمود: پيروان ما از چهار چيز بىنياز نيستند:
1 ـ سجادهاى كه بر روى آن نماز خوانده شود.
2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.
3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند.
4 ـ تسبيحى از خاك مرقد امام حسين .
پي نوشت
1- بحارالانوار، ج 98، ص 115/ كامل الزيارات، ص 264.
2- كامل الزيارات، ص269، باب 88، ح 8 .
3- تهذيب، ج 6، ص73 / بحارالانوار، ج 98، ص 116.
4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169.
5- ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.
6- كامل الزيارات، ص 269، باب 88، ح7 .
7- بحارالانوار، ج 98، ص 109/ كامل الزيارات، ص 269 .
8- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111.
9- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111.
10- كامل الزيارات، ص 271، باب 89، ح 1.
11- كامل الزيارات، ص 267/ بحارالانوار، ج 98، ص 110.
12- كامل الزيارات، ص 269.
13- بحارالانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذيب.
14- ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزيارات.
15- مستدرك الوسائل، ج 1 ص 266/ كامل الزيارات، ص 156.
16- امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف/ بحارالانوار، ج 98، ص 20.
17- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 253.
18- مستدرك الوسائل ج 10، ص 256 / كامل الزيارات ، ص 109.
19- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 311.
20- وسائل الشيعه، ج 10، ص 330/ بحارالانوار، ج 98، ص 72.
21- وسائل الشيعه، ج 10، ص 331، ح 39.
22- وسائل الشيعه، ج 10، ص 333.
23- وسائل الشيعه، ج 10، ص 335.
24- وسائل الشيعه، ج10، ص335.
25- وسائل الشيعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76 .
26- كامل الزيارات، ص 193/ بحارالانوار، ج 98، ص 4.
27- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص581.
28- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 138.
29- مستدرك الوسائل، ج 10، ص250؛ به نقل از كامل الزيارات.
30- اقبال الاعمال، ص 568.
31- وسائل الشيعه، ج 10، ص 372.
32- وسائل الشيعه، ج 10، ص 373 / التهذيب، ج 6، ص 52 .
33- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335.
34- وسائل الشيعه، ج 10، ص 410.
35- كامل الزيارات، ص 275 / وسائل الشيعه، ج 10، ص 410.
36- مصباح التمهجد، ص 511/ بحارالانوار، ج 98، ص 135.
37- وسائل الشيعه، ج 3، ص 608.
38- من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 268/ وسائل الشيعه، ج 3 ص 608.
39- جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص 533.
40- تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75.
منبع: پایگاه حوزه
موج اشک
ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین
وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین
هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است
هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین
امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت
آن دم که کرد جسم تو در خون شنا حسین
حسرت برم به مُحتضری، کاخرین نفس
روی تو دید و خنده زد و گفت: یا حسین
من کیستم که گریه کنم در عزای تو
گریند روز و شب به غمت انبیا حسین
خون آب غسل و کفن گَرد رهگذر
تشییع توست زیر سُم اسبها حسین
سنگم اگر زنند، به جایی نمیروم
آخر تو خود بگو که روم در کجا حسین؟
تن خسته، پشت خم شده، بار گنه به دوش
رحمی به حال «میثم» بی دست و پا حسین
* * *
روز حسین علیهالسلام
روز جانبازی یاران حسین است امروز
کربلا عرصه میدان حسین است امروز
آسمان محو تماشای فداکاری اوست
ما سوا واله و حیران حسین است امروز
صولت حیدری و آیت تسلیم و رضا
روشن از چهره تابان حسین است امروز
روی هفتاد و دو ملّت ز پی عرض نیاز
سوی هفتاد و دو قربان حسین است امروز
تا به عشّاق دهد درس فداکاری یاد
عشق شاگرد دبستان حسین است امروز
نه پریشان شده تنها دل ما در همهجا
صحبت از جمع پریشان حسین است امروز
نام پاک شهدای ره آزادی و حق
زنده از نام درخشان حسین است امروز
ای «رسا» دامن شهگیر که از شاه و گدا
همه را دست به دامن حسین است امروز
رسا
* * *
مقتدا
عالم همه خاک کربلا بایدمان
پیوسته به لب خداخدا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید
همواره حسین مقتدا بایدمان
سیدحسن حسینی
* * *
لهجه خون
گر بر ستم قرون برآشفت حسین
بیداری ما خواست به خون خفت حسین
آنجا که زمان محرم اسرار نبود
با لهجه خون سِرّ گلو گفت حسین
سیدحسن حسینی
* * *
نگاه پیغمبر
آن سو نگران، نگاه پیغمبر بود
خورشید، رسول آه پیغمبر بود
ای تیغ بلند میشکستی ای کاش
آن حنجره بوسهگاه پیغمبر بود
ساعد باقری
* * *
امام عاشقان
آن امام عاشقان، پور بتول
سرو آزادی ز بستان رسول
اللّه، اللّه، بای بسم اللّه، پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر
سرخرو، عشق غیور از خون او
شوخی این مصرع از مضمون او
خاست آن سر جلوه خیر الامم
چون سحاب قبلهباران، در قدم
بر زمین کربلا، بارید و رفت
لاله در ویرانهها کارید و رفت
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
تیغ بهر عزّت دین است و بس
مقصد او حفظ آیین است وبس
ای صبا ای پیک دورافتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان
اقبال لاهوری
* * *
خون خدا
ای آنکه اقدم از همه ماسوی تویی
محرم به خلوت حرم کبریا تویی
ای مظهر خدا تو خدا نیستی ولی
اندر محیط علم خدا ناخدا تویی
تا وصف طلعت تو شنیدم به خویشتن
گفتم که معنی قسم «والضحی» تویی
تا نقش بست صورت تو در خیال من
معلوم شد حقیقت «بدرُ الدجی» تویی
مرآت جسم مصطفایی و هم روح مصطفی
مرآت و مظهر علی مرتضی تویی
نور دو چشم و زاده زهرایی ای حسین
یکتا برادر حسن مجتبی تویی
وصف صفات ذات تو برتر ز فهم ماست
مدح تو بس که خامسِ آل عبا تویی
روز جزا به «ذاکر» عاصی شفیع باش
از بهر آنکه شافع روز جزا تویی
ذاکر
* * *
خاک حرمت ، مهر نماز است حسین (ع)
راه تو ، همیشه چارهساز است حسین (ع)
ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم
از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین(ع)
* * *
مه بارقهای است در شبستان حسین (ع)
شب ، حادثهای ز درد پنهان حسین (ع)
هر صبح ، ز دامن افق ، خون آلود
خورشید بر آید از گریبان حسین (ع)
(مشفق کاشانی )
* * *
او روز شهود خویش را میدانست
گودال فرود خویش را میدانست
چون شاعر چیرهای از آغاز سخن
پایان سرود خویش را میدانست
(محمدرضا محمدی نیکو )
* * *
ازبهر ستیز و مرگ ، آماده شوید
در محضر عشق دوست ، افتاده شوید
از خون حسین بشنوید این پیغام
در طول زمان همیشه آزاده شوید
(سید هاشم نبی زاده )
* * *
بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز
خورشید ، فرا ز نیزهها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز
(محمد پیله ور )
* * *
یک قافله غم ، زکربلا آوردم
صد شور و نوا ، زنینوا آوردم
بر روشنی تیره دلان کوفه
یک ماه ، به روی نیزهها آوردم
(محمود تاری )
* * *
همواره تجّسم قیام است حسین (ع)
در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع)
در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز
دل چسبترین شعر کلام است حسین (ع)
(معصومه جمهوری )
* * *
در باور شب ، شهاب بودن ، عشق است
هم صحبت آفتاب بودن ، عشق است
در کرب و بلا به روی لبهای حسین (ع)
یک جرعه زلال آب بودن ، عشق است
(مژگان دستوری )
عزاداری امام حسین علیهالسلام در محضر امامان شیعه علیهمالسلام
چکیده
سنّت عزاداری امام حسین علیهالسلام از سنّتهای مهم و مؤثر شیعی است که در طول تاریخ دچار تحوّلاتی گردیده است. برای دستیابی به شیوههای اصیل و دور از خرافات و تحریفات این سنّت مهم، تأسّی به امامان معصوم شیعه علیهمالسلام یکی از بهترین راهها به شمار میآید. در این مقاله، تلاش شده است در حدّ مقدور، شیوه برگزاری سنّت عزاداری بر امام حسین علیهالسلام توسط امامان شیعه علیهمالسلام و اهدافی که آن بزرگواران از این کار دنبال میکردند، ترسیم گردد.
مقدّمه
بیتردید، یکی از سنّتهای مهم شیعی، عزاداری برای شهادت امام حسین علیهالسلام ، امام سوم شیعیان، است که در عاشورای 61 ه با وضعیتی دلخراش و بیسابقه همراه با عدهای از خویشان و اصحابش در کربلا به شهادت رسید.
قیام امام حسین علیهالسلام چنان تأثیری در استمرار حرکت شیعه داشته که در اینباره گفته شده است: «اِنَّ الاسلامَ عَلویٌ، و التّشیّعُ حسینی»؛(1) اسلام، علوی است و تشیّع، حسینی.
امام سجّاد علیهالسلام در سوگ پدر
سوگواری و بزرگداشت شهادت امام حسین علیهالسلام و یارانش از همان آغاز و توسط فرزندش علی بن حسین علیهالسلام ملقّب به «امام سجّاد» علیهالسلام و خواهر گرامیاش حضرت زینب علیهاالسلام و دیگر همراهان آن حضرت، که شاهد ماجرا بودند، برپا شده است.
امام سجّاد علیهالسلام با توجه به حاکمیت مطلق و قساوت امویان، که اوج بیرحمی خود را در حادثه کربلا نشان داده بودند، دوران امامت خود را در انزوای سیاسی به سر برد و از مناقشات سیاسی کنارهگیری کرد. ایشان در جریان رویارویی عبداللّه بن زبیر با حکومت اموی دخالت نکرد و حتی در قیام مردم مدینه در واقعه «حرّه» بر ضد حکومت یزید، بیطرفی اختیار کرد و به تقاضای مروان بن حکم، عامل مدینه، پناهندگی همسر و خانوادهاش را پذیرفت و آنها را به همراه خانواده خود به «ینبع» (چشمهسرای نزدیک مدینه، سمت راست کوه رضوی) برد. این در حالی بود که مروان ابتدا این خواهش را از عبداللّه بن عمر کرد، ولی او نپذیرفت.(2)
علاوه بر فراهم نبودن شرایط برای قیام امام سجّاد علیهالسلام علت مهم دیگر، عظمت واقعه کربلا و رسالت بزرگی بود که این امام برای رساندن پیام عاشورا و جلوگیری از به فراموشی سپردن آن بر دوش خود احساس میکرد. وی بهترین راه مبارزه با حکومت اموی را زنده نگه داشتن حادثه عاشورا و افشای جنایات امویان در این واقعه میدانست.
امام سجّاد علیهالسلام از هر فرصتی برای زنده نگه داشتن خاطره عاشورا و یاد امام حسین علیهالسلام و یارانش استفاده میکرد. نقل شده است که ایشان هنگام نوشیدن آب به شدت میگریست و وقتی با پرسش اطرافیان در اینباره روبهرو میشد، پاسخ میداد: «چگونه گریه نکنم، در حالی که آبی را که پرندگان و جانوران وحشی از آن آزادانه استفاده میکردند، بر پدرم منع نمودند؟»(3)
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که علی بن حسین علیهالسلام پس از شهادت امام حسین علیهالسلام تا آخرین لحظات زندگی بر مصیبت پدرش گریه میکرد و هر گاه میخواست دست به سوی طعام ببرد و یا آب بنوشد گریه میکرد، تا جایی که یکی از غلامانش به او گفت: یابن رسولاللّه صلیاللهعلیهوآله ، چقدر گریه میکنید؟! میترسم خود را هلاک کنید! حضرت در جواب فرمود: «همانا اندوه و غصّهام را به خدا شکوه میکنم و میدانم از خدا آنچه را که شما نمیدانید.»(4)
در پاسخ یکی دیگر از کسانی که به گریههای شدید ایشان معترض بود، فرمود: «وای بر تو! یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت که خدا یکی را از چشم پدر دور کرد. یعقوب در فراق یوسف به قدری گریه کرد که دو چشمش نابینا و سفید شد و کمرش از غصّه یوسف خمیده گشت، در حالی که فرزندش زنده و سالم بود. ولی من با دو چشمم دیدم که پدر و برادر و عموهایم و هفده تن از اهل بیت در کنارم کشته شدند، چگونه میتوانم گریه نکنم؟»(5)
در برخی از روایات نقل شده است که پس از خواب عجیب و عبرتانگیزی که همسر یزید دید و برای شوهرش نقل کرد، یزید اسرای اهل بیت علیهمالسلام را خواست و برای دلجویی و جلب رضایت آنان، آمادگی خود را برای برآوردن خواستهای از آنان اعلام کرد. اهل بیت امام حسین علیهالسلام گفتند: ما بیش از هر چیز دوست داریم بر حسین علیهالسلام گریه و زاری کنیم. سپس یزید مقدّمات عزاداری را برای آنها فراهم کرد و اسرای اهل بیت هفت روز بر آن حضرت ندبه و زاری کردند.(6)
نویسنده کتاب سیاهپوشی در سوگ ائمّه نور علیهمالسلام ، در این باره چنین آورده است: هند، همسر یزید، میگوید: در عالم خواب دیدم دری از آسمان باز شده است و فرشتگان گروه گروه به سوی سر حسین علیهالسلام فرود میآیند و میگویند: السلام علیک یا ابا عبداللّه، السلام علیک یابن رسولاللّه. در ادامه، او در عالم رؤیا شاهد بوسیدن سر امام حسین علیهالسلام توسط پیامبر صلیاللهعلیهوآله و مناظر دیگری بود. هند میگوید: ناراحت و نگران از خواب بیدار شدم و ناگهان چشمم به نوری افتاد که از سر بریده امام حسین علیهالسلام متصاعد بود. با مشاهده این صحنه، به جستوجوی یزید برخاستم و او را در اتاقی تاریک یافتم که محزون و غمگین میگفت: مرا چه به کار حسین؟ خواب خویش را برای او نقل کردم و او سرش را به زیر افکنده بود.
نویسنده با ذکر این رؤیا، یزید را پشیمان و نادم از جنایت خویش در کربلا دانسته است و این موضوع را عامل برخورد ملایم وی با اهل بیت علیهمالسلام میداند،(7) در حالی که باید توجه داشت ترس یزید از خشم عمومی مردم و قیام بر ضد حکومت را باید عامل اصلی مدارا با اسرای اهل بیت علیهمالسلام و سعی در جلب رضایت آنان دانست. کافی است مروری بر واقعه «حَرّه» و جنایات لشکریان یزید در مدینه، که دو سال پس از واقعه کربلا روی داد، داشته باشیم تا نادم و پشیمان بودن یزید از جنایاتش در کربلا را داستانی نادرست بدانیم.
دکتر شهیدی در اینباره مینویسد: «مسلم بن عقبه، فرمانده سپاه اعزامی یزید به مدینه، سه روز شهر را به اختیار سپاهیان خونخوار شام نهاد تا هرچه خواهند بکنند و چه مردان دیندار و پارسا و شبزندهدار که کشته شد و چه حرمتها که در هم شکست و چه زنان و دختران که از تجاوز این مردم وحشی نرستند! خدا میداند از این فاجعه تنها یک حقیقت را میتوان دریافت و آن اینکه در این لشکرکشی، امیر و مأمور هیچیک از فقه اسلام آگاهی نداشتند، و اگر داشتند بدان بیاعتنا بودند.»(8)
یکی از شیوههای امامان شیعه در برگزاری عزاداری بر امام حسین علیهالسلام و زنده نگهداشتن یاد و خاطره قیام عاشورا استفاده از خطیبان و شاعران و افراد خوشصدا بود. به این افراد «مُنْشِدْ» میگفتند که معادل «مدّاح» امروزی بود. البته مسلّم است این افراد، که در محضر امامان معصوم به شعرخوانی و مرثیهسرایی میپرداختند، از هرگونه گزافهگویی و غلو و سخن نادرست به دور بودند و اساسا حادثه کربلا آنقدر دلخراش و حزنانگیز است که برای تحریک احساسات، نیازی به قصهپردازی و بیان مطالب نادرست، که متأسفانه کار برخی از مدّاحان شده، نیست.
هنگام بازگشت اهل بیت علیهمالسلام به مدینه، کاروان آنها در نزدیکی شهر اقامت کوتاهی کرد. چند تن از اهالی مدینه با کاروان اسرا برخورد کردند. یکی از آنان بشیر بن جذلَمْ بود. امام سجّاد علیهالسلام او را شناخت و به او فرمود: ای بشیر، پدرت شاعر بود، تو هم از شاعری بهرهای داری؟ بشیر گفت: بلی، من خود نیز شاعرم. حضرت فرمود: ابیاتی بگو و جلوتر از ما به مدینه برو و خبر ورود ما و مصیبت قتل سیدالشهداء علیهالسلام را به مردم اعلام کن. بشیر این ابیات را ساخت و با گریه و صدای رسا بر مردم مدینه فراخواند:
یا اهلَ یثرب لا مُقامَ لکم بِها
قُتِلَ الحسینُ و ادمعی مِدرارٌ
الجسمُ منه بکربلاءِ مفّرجٌ
والرأسُ منه علیَ القناةِ یُدارُ.
یعنی: ای اهل مدینه، دیگر در مدینه اقامت نکنید که حسین علیهالسلام شهید شد و به این سبب، سیلاب اشک از چشم من روان است. بدن شریفش در کربلا و در میان خاک و خون افتاده و سر مقدّسش را بر سر نیزهها در شهرها میگردانند.
بنا به قول ابی مخْنَفْ، زنی در مدینه باقی نماند، جز آنکه از خانه بیرون رفت و مردمان سیاه پوشیدند و فریاد گریه و ناله سر دادند.(9)
امام جعفر صادق علیهالسلام و عزاداری امام حسین علیهالسلام
شیعه امامیه بسیاری از احادیث و روایات خود، به ویژه در مسائل فقهی، را از امام ششم، جعفر بن محمّد صادق علیهالسلام ، گرفته و بسیاری از سنّتها و آداب و رسوم شیعه منسوب به ایشان است، تا آنجا که مذهب شیعه امامیه را «مذهب جعفری» مینامند. این مسئله مرهون شرایطی بود: سلسله بنیامیّه در سراشیبی سقوط قرار داشتند و خاندان عبّاسی هم هنوز قدرت تثبیتشدهای نداشتند.
امامت امام صادق علیهالسلام از سال 114 تا 148 ق طول کشید که دوران نسبتا طولانی 34 ساله را شامل میشد. از این مدت، 18 سال در اواخر دوران اموی سپری شد و 16 سال در اوایل دوران خلافت عبّاسی گذشت. امام صادق علیهالسلام با استفاده از این شرایط، نسبت به بسط و گسترش فرهنگ اسلامی و شیعی تلاش وافری نمود و به تدوین و تعمیق فقه و مبانی و سنن شیعی همّت گمارد و شاگردان زیادی در این جهت پرورش داد. روایات زیادی از بزرگداشت واقعه کربلا و شهادت حسین بن علی علیهالسلام و یارانش توسط این امام نقل شده است که به برخی از آنها اشاره میشود:
از عبداللّه بن سنان روایت شده است که در روز عاشورا بر امام جعفر صادق علیهالسلام وارد شدم، در حالیکه جمع زیادی اطراف ایشان را فرا گرفته بودند و ایشان چهرهای اندوهناک و غمگین و اشکبار داشت. عرض کردم: یابن رسول اللّه، از چه میگریید؟ خداوند دیده شما را نگریاند. فرمود: آیا تو در بیخبری به سر میبری؟ مگر نمیدانی در چنین روزی حسین علیهالسلام به شهادت رسید؟ گریه به او امان نداد تا سخن بیشتری بگوید و همه مردم به گریه افتادند.(10)
چنانچه این روایت را درست بدانیم، به اوج خفقان عصر اموی و شدت برخورد آنان با سنّتهای شیعی و به ویژه عزاداری امام حسین علیهالسلام پی میبریم که حتی یاران نزدیک امامان شیعه را نیز در بیخبری نگه میداشت که البته جای تأمّل دارد.
زید الشحّام نقل میکند که روزی نزد امام صادق علیهالسلام بودیم. جعفر بن عثمان وارد شد و نزدیک امام نشست. امام به او فرمود: شنیدهام که تو درباره حسین علیهالسلام شعر میگویی. جعفر گفت: آری. با درخواست امام، جعفر اشعاری در رثای امام حسین علیهالسلام خواند و امام و جمع حاضر گریه کردند. اشک بر چهره امام جاری گشت و فرمود: ای جعفر، فرشتگان مقرّب الهی سخن تو را شنیدند و گریه کردند، همچنانکه ما گریه کردیم. سپس فرمود: «کسی که برای حسین علیهالسلام شعر بگوید، خود گریه کند و دیگران را بگریاند، خدا بهشت را بر او واجب میکند و گناهانش را میآمرزد.»(11)
محمّد بن سهل میگوید: در ایام تشریق(12) به همراه کمّیت شاعر، خدمت امام جعفر صادق علیهالسلام رسیدیم. کمّیت به امام عرض کرد: اجازه میفرمایید: شعر بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان که این ایّام روزهای بزرگی هستند. پس حضرت خانواده خود را گفت که نزدیک آیند و به اشعار کمّیت گوش دهند. کمّیت اشعاری در رثای امام حسین علیهالسلام خواند. امام در حق کمیّت دعا کرد و برای او آمرزش طلبید.(13)
شیخ فخرالدین طریحی در کتاب منتخب روایت کرده است: چون هلال عاشورا پدیدار میشد، حضرت صادق علیهالسلام اندوهناک میگردید و بر جدّ بزرگوارش سیدالشهداء علیهالسلام میگریست و مردم از هر جانب به خدمت ایشان میآمدند و با او نوحه و ناله مینمودند و بر آن حضرت تعزیت میدادند و چون از گریه فارغ میگشتند، حضرت میفرمود: «ای مردم، بدانید که حسین علیهالسلام نزد پروردگار خود زنده و مرزوق است و پیوسته به عزاداران خود نگاه میکند و بر نامهای ایشان و پدرانشان و جایگاهی که در بهشت برای آنها مهیّاست از همه داناتر است.»(14)
همچنین امام صادق علیهالسلام از امام حسین علیهالسلام نقل میکند: «اگر زائر و عزادار من بداند که خداوند چه اجری به وی عطا خواهد فرمود، هر آینه شادی او از اندوهش بیشتر خواهد بود و زائر امام حسین علیهالسلام با اهل خود برنمیگردد مگر مسرور، و عزادار من از جای برنخیزد، مگر آنکه جمیع گناهانش آمرزیده میگردد و مانند روزی میشود که از مادر متولّد شده است.»(15)
تأکید امام صادق علیهالسلام به زنده و گواه بودن امام حسین علیهالسلام ، اشاره به آیاتی از قرآن کریم است که ویژگیهای شهید را بیان میکند.(16) این مسئله بیانگر آن است که امام صادق علیهالسلام تلاش میکردند فضای مسمومی را که بنیامیّه برای امامان شیعه از جمله امام حسین علیهالسلام در جامعه ایجاد کرده بودند و آنها را افرادی طاغی و یاغی نسبت به حاکم اسلامی و امیرالمؤمنین میدانستند، با برپایی مجالس عزاداری و بیان حقایقی پیرامون شخصیت و قیام امام حسین علیهالسلام پاک کنند و مسلمانان را به حقایق آگاه سازند و در اینباره، به قرآن، که مورد وثوق و اجماع مسلمانان است، متوسّل میشدند.
عزاداری امام حسین علیهالسلام در محضر امام رضا علیهالسلام
در منابع، اشاراتی به چگونگی برپایی مراسم عزاداری امام حسین علیهالسلام توسط امامان دیگر شیعه از جمله امام موسی کاظم و امام رضا علیهماالسلام نیز شده است. در مورد امام موسی بن جعفر علیهالسلام از قول فرزند بزرگوارش نقل شده است: «همین که محرّم فرامیرسید، دیگر کسی خندهای بر لب آن حضرت نمیدید و همواره اندوهگین بود تا دهه عاشورا بگذرد و چون روز دهم فرامیرسید، این روز، روز نهایت غم و مصیبت بود و میفرمود: این است آن روزی که جدّم حسین علیهالسلام در چنین روزی کشته شد.»(17)
ریّان بن شبیب نقل میکند که روز اول محرّم بر ابی الحسن الرضا علیهالسلام وارد شدم. حضرت به من فرمود: «ای پسر شبیب، اگر بر حسین علیهالسلام بگریی چندانکه اشک بر گونههایت جاری شود، خدای تعالی هر گناهی که کردهای بیامرزد» سپس فرمود: «اگر میخواهی در درجات بهشت با ما باشی، برای اندوه ما اندوهناک باش و در خوشحالی ما شادمان.»(18)
دِعْبِل خُزاعی، شاعر معروف اهل بیت علیهمالسلام ، روایت کرده است: در ایّام عاشورا خدمت علی بن موسی علیهالسلام رسیدیم. دیدیم آن حضرت با اصحاب خود ملول و محزون نشستهاند. چون مرا دید، فرمود: «مرحبا به تو ای دعبل! مرحبا به یاریکننده ما به دست و زبان خود!» پس مرا طلبید و نزد خود نشاند و فرمود: «ای دعبل، دوست دارم که شعری برای من بخوانی که این ایّام، ایام حزن ما اهل بیت و ایام سرور اعدای ما، بخصوص بنیامیّه، بوده است. ای دعبل، کسی که بگرید و بگریاند بر مصیبت ما و آنچه که دشمنان بر ما وارد کردهاند، حق تعالی او را در زمره ما محشور گرداند. ای دعبل، کسی که در مصیبت جدّم امام حسین علیهالسلام بگرید، البته خداوند گناهان او را بیامرزد» و بعد برخاست و پرده در میان ما و اهل حرم زد و ایشان را بین پرده نشانید تا در مصیبت جدّ خود بگریند. سپس به من فرمود: «ای دعبل، مرثیه بخوان برای حسین علیهالسلام که تو تا زندهای ناصر و مادح ما هستی. با این کار، به ما یاری کن و در اینباره کوتاهی مکن.»
دعبل میگوید: اشک از چشمان من جاری شد و شروع به شعرخوانی در رثای امام حسین علیهالسلام کردم.(19)
شیخ صدوق روایت کرده است که امام رضا علیهالسلام میفرمود: «محرّم ماهی بود که مردم در زمان جاهلیت قتال و جدال را در آن حرام میدانستند. اما این امّت جفاکار حرمت این ماه را نگه نداشتند و خون ما را حلال و احترام ما را ضایع و اهل بیت ما را اسیر کردند. خیمههای اهل بیت را سوزاندند و اموال آنان را به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسولاللّه صلیاللهعلیهوآله در حق ما لحاظ نکردند. روز قتل امام حسین علیهالسلام چشمهای ما را مجروح و اشک ما را جاری و عزیز ما را ذلیل گردانیدند. پس بر مثلِ حسین علیهالسلام باید گریهکنندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را محو میکند.»(20)
نتیجه
در پایان، لازم است به چند نکته در مورد اهداف و چگونگی عزاداری امام حسین علیهالسلام از سوی امامان شیعه علیهمالسلام اشاره شود: اول اینکه امامان شیعه با برپایی عزاداری امام حسین علیهالسلام تلاش میکردند حقّانیت امام حسین علیهالسلام و باطل بودن ادعاهای یزید و امویان را ثابت کنند، و این نشاندهنده آن است که جوّ عمومی جامعه اسلامی چنان مسموم بود که حتی برخی از اصحاب و یاران امامان شیعه از این موضوع غافل بودند؛(21) چنانکه در بسیاری از روایات و دعاهایی که از امامان شیعه بر جای ماندهاند بهطور مرتّب تکرار میشود که امام حسین علیهالسلام برای خدا و برپا کردن احکام اسلامی همچون نماز و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد.(22)
دوم اینکه امامان شیعه علیهمالسلام با برپایی عزای امام حسین علیهالسلام و منسوب کردن خویش به ایشان، سعی در اثبات حقّانیت خود و ستمگری و بطلان دشمنان و حکومت زمان خود داشتند و برپاداری عزای امام حسین علیهالسلام را بهترین و مؤثرترین شیوه مبارزه در زمان خویش میدانستند. امام رضا علیهالسلام وقتی مصیبتهای امام حسین علیهالسلام و یارانش را بیان میکرد، به جای ایشان، کلمه ما را به کار میبرد: «این امّت جفاکار، خون ما را حلال و احترام ما را ضایع و اهل بیت ما را اسیر کردند و خیمههای حرم ما را سوختند و اموال ما را به غارت بردند و هیچ حرمتی از برای رسولاللّه صلیاللهعلیهوآله در حق ما لحاظ نکردند.»(23) در روایت معروف «سلسلة الذهب» نیز امام رضا علیهالسلام شرط وارد شدن به قلعه توحید و ایمن ماندن از عذاب را پذیرفتن امامت خویش بیان میکنند.(24)
در این زمینه، امامان شیعه علیهمالسلام به آیات قرآن، که مورد وثوق همه فرقههای اسلامی است، متمسّک میشدند؛ چنان که آیاتی از قرآن که در رابطه با حقوق اهل بیت پیامبر علیهمالسلام بر امّت اسلامی هستند،(25) در روایت اخیر مورد توجه قرار گرفتهاند و یا در روایتی دیگر به آیاتی از قرآن که خصوصیات شهید راه خدا را بیان میکند، اشاره شده است.(26)
در مورد کیفیت و مدت برگزاری مراسم عزاداری در حضور امامان شیعه علیهمالسلام نیز از روایات و شواهد تاریخی چنین برمیآید که بر خلاف ادعای پنهانی بودن این مراسم در زمان ایشان، امامان شیعه علیهمالسلام برای رسیدن به اهداف مقدّس خویش، سعی میکردند این مراسم را به صورت دستهجمعی، حتی اگر شده با حضور خانواده خویش، علنی و در ملأ عام و در هر فرصت ممکن برپا دارند.
ابن قولویه از ابن هارون مکفوف(27) روایت کرده است: خدمت امام جعفر صادق علیهالسلام رسیدم، به من فرمود: در مصیبت حسین علیهالسلام شعری بخوان. ابوهارون به شیوه رسمی و ـ به قول معروف ـ «کتابی» اشعار خود را خواند. حضرت به او فرمود: به همان نحوی که نزد قبر آن حضرت میخوانی، مرثیهسرایی کن؛ یعنی همراه با حزن و اندوه و سوز و گداز. او میگوید: پس من این بیت را خواندم:
اَمِر علی حدثِ الحسین
ِ فقُل لاِعظُمهِ الزکیّه.
یعنی بر مزار حسین گذر کن و به استخوانهای پاکش بگو.
و چون حضرت گریست، من ساکت شدم. فرمود: بخوان. من چند بیت دیگر خواندم، بعد فرمود: باز هم بخوان. من این بیت را خواندم:
یا مریم قومی فانّه بی مولاکِ
و علی الحسینِ فاسعدیِ ببکاکِ.
پس حضرت گریست و اهل حرم به ناله و شیون آمدند و چون ساکت شد، فرمود: «ای اباهارون، هر که شعری در مصیبت حسین علیهالسلام بسراید، پس بگریاند ده نفر را، بر او بهشت واجب است» و سپس نفرات را کم کرد تا به یک نفر رسید و فرمود: «هر که بخواند شعری در مصیبت حسین علیهالسلام و یک نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب است.»(28)
از این روایت برمیآید که امامان شیعه علیهمالسلام عزاداری با سوز و گداز و همراه با گریه و زاری را تشویق و تبلیغ میکردند و برای آن ثواب زیادی قایل بودند. همچنین سعی میکردند اقوام و بستگان خود را نیز در اینگونه مراسم شرکت دهند.
امام صادق علیهالسلام با لحنی تشویقگونه خطاب به فضیل بن یسار میفرماید: «آیا مجلس تشکیل میدهید و با هم درباره ما سخن میگویید؟» فضیل میگوید: آری. امام میفرماید: «من این مجالس را دوست دارم. پس هدف ما را زنده نگه دارید. خدا رحمت کند کسی را که هدف و امر ما را احیا کند. ای فضیل، کسی که ما را به یاد آورد و یا نزدش از ما یاد شود و از دیدگانش به اندازه بال مگسی اشک بیرون آید، خداوند گناهانش را بیامرزد.»(29)
نکته قابل توجه در مورد روایت اخیر، این است که برخی بخشیدن گناه در اثر عزاداری و گریستن بر امام حسین علیهالسلام را بهانهای برای مرتکب شدن گناهان و محرّمات الهی و ترک واجباتی همچون نماز قرار دادهاند، و حال آنکه حضرت امام حسین علیهالسلام برای ترک حرام الهی (بیعت با حاکم ظالم و فاسد) و انجام واجبات شرعی (امر به معروف و نهی از منکر) قیام کرد و در این راه به شهادت رسید. خواندن نماز ظهر عاشورا در شرایط بسیار دشوار و فرصت گرفتن از دشمن در شب آخر برای خواندن قرآن و نماز، حکایت از عشق امام حسین علیهالسلام به نماز و قرآن دارد. بنابراین، شاید بتوان سیره امامان شیعه علیهمالسلام و نقل برخی از اینگونه روایات را اینگونه تفسیر کرد که عزاداری امام حسین علیهالسلام باید عامل دمیدن روح امید در آحاد جامعه اسلامی، حتی گناهکاران باشد. گریه بر امام حسین علیهالسلام میتواند به گناهکاران این امید را ببخشد که در آنها تحوّل ایجاد شود و بین آنها و گناه فاصله ایجاد کند و آنها را آماده انجام واجبات الهی تا حدّ شهادت در راه خدا گرداند. بنابراین، عزاداری بر امام حسین علیهالسلام گناهان گذشته را میآمرزد، نه گناهان آینده را.
در کتاب وسائل الشیعه از قول امام صادق علیهالسلام آمده است: «در ماجرای کربلا، زنان فاطمی در عزای حسین بن علی علیهالسلام گریبان چاک نمودند و صورتها خراشیدند و باید در مثل چنین مصیبتی، گریبانها چاک زد.»(30)
کتاب عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، این روایت را منطبق بر فرموده حضرت صاحبالامر(عج) در زیارت «ناحیه مقدّسه» میداند. در این زیارت، از قول امام زمان علیهالسلام آمده است: «چون زنان اهل بیت در روز عاشورا، اسب تو را بدان حالت دیدند، از پس پردهها بیرون آمدند، گیسوان خود را پریشان کردند و سیلی بر صورت مینواختند.»(31)
اما چه بسا نشر اینگونه روایات عامل رفتارهایی خارج از ضوابط اسلامی در دوران حکومت آلبویه گردید. بنا به نوشته مورّخانی همچون ابن کثیر و ابن خلدون، در زمان معزّالدوله دیلمی، روز عاشورا زنان با موی پریشان و چهره سیاه کرده از خانههایشان خارج میشدند و بر سر و صورت میکوفتند و جامعه بر تن میدریدند و در عزای امام حسین علیهالسلام میگریستند.(32)
روشن است که عزاداری امام حسین علیهالسلام از امور مستحب است، و غیرمنطقی و غیرعقلانی و طبیعتا غیرشرعی است که پیشوایان شیعه علیهمالسلام عمل مستحبی را انجام دهند که مقدّمات آن حرام شرعی باشد. از ساحت مقدّس امامان شیعه علیهمالسلام و علمای راستین تشیّع، تأیید چنین اعمالی به دور است. بنابراین، باید در صحّت اینگونه روایات و ادعیه، که با اصول اسلامی و سیره معصومان علیهمالسلام مغایرت دارد، تردید جدّی نمود.
پینوشتها:
1. محمدحسین مظفّر، تاریخ شیعه، ترجمه محمدباقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ص 69.
2. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری (تاریخ الرسل والملوک)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1362، ج 7، ص 3103. در واقعه حرّه، که در سال 62 ق روی داد (برخی سال 63 و بعضی سال 64 نوشتهاند)، عبداللّه بن حنظله با پشتیبانی مردم مدینه علیه حکومت یزید قیام کرد و پس از پیروزی بر امویان به سرکردگی مروان بن حکم، عامل یزید در مدینه، حکومت را به دست گرفت.
3. ابی الفداء (اسماعیل) ابن کثیر الدمشق، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبه المعارف، 1977 م، ج 9، ص 107.
4. این عبارت ترجمه آیهای از قرآن است: «قال اِنّما اَشکو بَثّی و حَزنی الی اللّه و اَعلمُ مِنَ اللّه مَا لاتَعلمون.» (یوسف: 86) ر. ک: محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، امالی، ترجمه محمدباقر کمرهای، تهران، کتابخانه اسلامی، 1362 ش، مجلس 29، ص 141.
5. جعفر بن محمّد بن قولویه، کامل الزیارات، نجف، مطبعة المرتضویه، 1356 ق، باب 32، ص 115.
6. لوط بن یحیی بن سعید العامدی ازدی کوفی، نصوص من تاریخ ابی محنف، بیروت، دارالحجّة البیضاء، 1419 ق / 1999 م، ج 1، ص 500 / همچنین ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1403 ق (1983 م)، ج 45، ص 196 / فخرالدین طریحی، المنتخب، قم، منشورات الرضی، 1362 ش، ج 2، ص 482.
7. علی ابوالحسنی (منذر)، سیاهپوشی در سوگ ائمّه نور علیهمالسلام ، قم، الهادی، 1357، ص 126.
8. جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1380، ص 190. برای اطلاع بیشتر درباره واقعه حرّه ر. ک: طبری، پیشین، ج 7، ص 3116 به بعد / عزالدین ابی الحسن ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، 1402 ق / 1982 م، ج 5، ص 2301 به بعد.
9. ازدی کوفی، نصوص من تاریخ ابی مخنف، ج 1، ص 503 به بعد.
10. شیخ صدوق، امالی، مجلس 27.
11. سید شرفالدین، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی علیهالسلام ، ترجمه علی صحّت، تهران، مرتضوی، 351، ص 68.
12. روزهای دهم، یازدهم و دوازدهم ذیحجّه را که حجّاج در سرزمین «منی» بیتوته میکنند و حالت اعتکاف دارند، «ایّام تشریق» میگویند.
13. ابن قولویه، پیشین، باب 32، ص 112.
14. فخرالدین طریحی، پیشین، ج 2، ص 483.
15. همان.
16. برای مثال، آیه «ولا تحسبنَّ الذین قُتلوا فی سبیلِ اللّهِ امواتا بَل احیاء عندَ ربِّهم یُرزقون.» (بقره: 155)
17. شیخ صدوق، پیشین، مجلس 27.
18. همان.
19. ابن قولویه، پیشین، باب 32، ص 112.
20. شیخ صدوق، پیشین، مجلس 27، ص 129 و 130.
21. امام صادق علیهالسلام در پاسخ عبداللّه بن سنان، یکی از اصحابش، که علت اندوهگین و عزادار بودن حضرت و اطرافیانش در عاشورا را پرسیده بود، فرمود: «آیا تو در بیخبری به سر میبری؟ مگر نمیدانی در چنین روزی حسین علیهالسلام به شهادت رسید.» (ر. ک: علی ربّانی خلخالی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، قم، مکتب الحسینی، 1400 ق، ص 30.)
22. برای مثال، دعای زیارت «امین اللّه»، که منسوب به امام سجّاد علیهالسلام ، و زیارت عاشورا، که به امام باقر علیهالسلام منسوب است.
23. شیخ صدوق، پیشین، مجلس 27، ص 128.
24. «کلمة لااله الااللّه حصنی فَمن دَخلَ حصنی اَمِن مِن عذابی بشرطها و شروطها و اَنا مِن شروطها.» (ابی جعفر محمد بن علی بن الحسن بن موسی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا علیهالسلام ، ترجمه محمد تقی اصفهانی، بیجا، علمیه اسلامی، بیتا، ج 1، ص 374.)
25. «قُل ما اسألکم علیه اجرا الاّ المودةَ فِی القُربی.» (شوری: 23)
26. همان.
27. «مکفوف» به معنای نابیناست و به دلیل نابینا بودن ابوهارون، به او «مکفوف» میگفتند.
28. شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، تهران، مقدّس، 1379، ص 707 به بعد.
29. سید شرفالدین، پیشین، ص 7.
30. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، باب 31، ص 66.
31. علی ربّانی خلخالی، پیشین، ص 66.
32. ابن کثیر، پیشین، ج 11، ص 259 / عبدالرحمن بن محمّد ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، المسمّی بکتاب العبر و دیوان المبتدأ و الخبر فی ایّام العرب و العجم البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر، بیروت، مؤسسة جمال للطباعة و النشر، بیتا، ج 3، ص 425.
* دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه تربیت مدرّس.
منبع: فصلنامه شیعه شناسی